شهید مدرس درگفتگو با حجه الاسلام و المسلمین عبدالمجید معادیخواه
کلمات کلیدی:

محمدرضا خباز نماینده کاشمر، بردسکن و خلیل آباد از پیشنهادش برای نامگذاری سالروز شهادت آیتالله مدرس به عنوان روز مجلس میگوید
محمدرضا خباز" نماینده 54 ساله کاشمر، بردسکن و خلیلآباد نماینده پرکاری است؛ چه در داخل صحن و چه در خارج از صحن. تذکرات او در حین رسیدگی در بسیاری از موارد راهگشای روند قانونگذاری است. دکترای علوم سیاسی دارد و رابطهاش با خبرنگاران هم خوب است. اگر قول به مصاحبه بدهد امکان بدقولی در حداقل ممکن است. او در بهزیستی نیز تجربه قابل توجهی دارد و همینطور در نظام آموزشی کشور. مجموعه این نکات سبب شد تا بهانهای دست دهد برای گفتوگو درباره وضعیت مسکن در کشور به ویژه در برنامه پنجم که مجلس در نخستین روزهای آذرماه این بخش را مورد رسیدگی قرار داد
خباز همواره حرفها و نظرات خود را به احادیث و آیات قرآن و همینطور ضربالمثلهای فارسی مستند میکند. درباره مسکن هم گفت: «جابهجا کنعبدُ، جا به جا کنستعین». پرسش ما از او این بود که آیا کیفیت مسکن در برنامه پنجم مورد توجه قرار گرفته است یا خیر. او همزمان با انتشار این ویژهنامه در حوزه انتخابیه خود کاشمر حاضر خواهدشد تا به همراه سایر همکارانش به گرامیداشت روز مجلس یعنی سالروز شهادت آیتالله مدرس بپردازند. خاطره تغییر روز مجلس از 7 خرداد به 10 آذر نیز به این نماینده برمیگردد. خباز در اینباره میگوید: وقتی در دوره چهارم مجلس به نمایندگی مردم برگزیده شدم طرحی را تقدیم مجلس کردم که طی آن مناسبت روز مجلس در تقویم ملی کشور از 7 خرداد به 10 آذر یعنی سالروز شهادت آیتالله مدرس تغییر مییافت و نمایندگان هم با 165 امضا به این طرح قوام بخشیدند و در نهایت با تصویب آن الگوی مدرس برای نمایندگی مجلس پررنگتر شد. با خباز قرار گذاشتیم تا بیشتر درباره الگوی نمایندگی و ویژگیهای شهید مدرس در این شماره«قدس» صحبت کنیم. گفتوگوی وی با روزنامه «قدس» خراسان رضوی، گرچه در روز مجلس به چاپ میرسد اما با محور مسکن و کیفیت آن انجام شده و از حوزه انتخابیه این نماینده نیز جویا شده است.
چه اتفاق جدیدی در حوزه انتخابیه شما در جریان است؟
وقتی شما این مطلب را میخوانید مراسم گرامیداشت روز مجلس در شهر کاشمر و در مرقد آیتالله مدرس برگزار است. بنده افتخار دارم وقتی برای مجلس چهارم برگزیده شدم طرحی را پیشنهاد دادم که روز مجلس از هفتم خرداد هر سال به دهم آذرماه سال یعنی روز شهادت آیتالله مدرس تغییر یابد. این طرح با 165 امضا مطرح شد و در نهایت با تصویب مجلس در تقویم ملی کشور روز مجلس سالروز شهادت این الگوی نمایندگی شد. همه ساله در دهم آذرماه گروهی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به ریاست رئیس یا یکی از نواب رئیس مجلس به کاشمر عزیمت میکنند و در آنجا ضمن زیارت بارگاه امام هشتم و بازدید از کاشمر با آرمانهای آیتالله مدرس تجدید بیعت میکنند. امسال نیز گروهی از نمایندگان که منتخب کمیسیونها هستند به همراه آقای صدر نایبرئیس دوم مجلس و رئیس سازمان نظام پزشکی کشور راهی مشهد میشوند. صبح روز دهم آذر نیز در مرقد آیتالله مدرس حاضر میشویم. بنده قرار است پیام رئیس مجلس شورای اسلامی را در این مراسم قرائت کنم. خب بدیهی است مردم نیز همه ساله در این روز استقبال خوبی از گرامیداشت مدرس داشته، حاضر شوند و از گلهمندیها و گرفتاریهای خود در امور روزمره بگویند که فرصت خوبی است برای پیگیری امور.
شما این پیشنهاد را مطرح کردید که گرامیداشت سالروز شهادت آیتالله مدرس به روز مجلس تبدیل شود. در مدرس چه دیدهاید که او را الگوی نمایندگی میدانید؟
خداوند متعال در روز قیامت هر قشر و جامعهای را از الگوی آن میسنجد. برای ما که زندگی خود را در غیبت امام زمان (عج) گذراندهایم الگوی اصلی امیرمؤمنان علی (ع) است. اما برای هر قشر و گروهی هم میزانهایی هست که خداوند مردم عادی را با آنها میسنجد. مثلاً شما خبرنگاران الگوی خوبی مثل شهید آوینی دارید که به نظر من با او سنجیده میشوید. در مورد نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز میزان و الگوی نمایندگی شهید مدرس است. یعنی بعد از انقلاب هر نمایندهای میخواست مدرس را الگو قرار دهد برای او کافی بود زیرا مدرس الگوی خوب نمایندگی مجلس است. چون او در دوره خفقان و استبداد رضاخانی وظیفه نمایندگی را به تمام رساند و ما که در نظام جمهوری اسلامی نماینده میشویم کارمان سادهتر است و کافی است که از او الگو بگیریم. مدرس شخصیت و ویژگیها خاصی داشت که به کار نمایندگان مجلس شورای اسلامی میآید. وقتی از او راز و رمز شجاعتش را پرسیدند گفت: من دو ویژگیدارم. یکی اینکه چیزی از مال دنیا ندارم و دیگر اینکه طمعی هم به مال دنیا ندارم. به همین دلیل هم مقام معظم رهبری فرمودند که دنیا زیر دندان مدرس مزه نکرده بود و هرکسی مال دنیا زیر دندانش مزه کند بدیهی است که نمیتواند مثل مدرس باشد. با این اوصاف مدرس در سر هوای ادای وظیفه و خدمت به خدا داشت و دردل هوای خدمت به خلق و همین برای نمایندگان کافیست که بتوانند وظیفه نمایندگی را به اتمام برسانند.
کلمات کلیدی:
هیات اعزامی از سوی مجلس شورای اسلامی برای گرامیداشت سالگرد شهادت شهید مدرس در مراسم نمادین نواخته شدن زنگ مجلس در دبیرستان نمونه دولتی "امین" شهر کاشمر حضور داشتند.
نایب رییس مجلس شورای اسلامی در این آیین با بیان این که مدرس برای خدا زندگی کرد، اظهار داشت : مدرس از جمله کسانی بود که در دوره رضاخان برای خدا با حکومت ظلم و خفقان به مقابله پرداخت و سر آخر به شهادت رسید.
دکتر "سید شهاب الدین صدر" با اشاره به اینکه مدرس با شجاعت تمام از آرمان ها و اهدافی که به آنها اعتقاد داشت، دفاع میکرد، افزود: این شخصیت بزرگ با این خصوصیاتی که دارد میتواند الگوی تمام نمایندگان مجلس شورای اسلامی باشد.
وی با تأکید بر اینکه "رفتار شهید مدرس باید سرلوحه کارمان قرار گیرد"،گفت:امیدواریم بتوانیم با اطاعت از رهبری راه شهید مدرس را ادامه دهیم.
کلمات کلیدی:
حجتالاسلام والمسلمین سیدقاسم یعقوبی در مراسم هفتاد و سومین سالگرد شهید مدرس اظهار داشت: شهید مدرس به دلیل این که به جزو از خدا از هیچکس نمیترسید و جزو خدمت به خلق خدا هدفی نداشت به مجتهدی طراز اول زمان خود معروف شد.
امام جمعه کاشمر با تقدیر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که به حق سالروز شهادت آیتالله مدرس را بهنام روز مجلس نامگذاری کردند، افزود: شهید مدرس هنوز هم مانند قبل از انقلاب غریب است چرا که حوزههای علمیه از این عالم مجاهد اطلاعات درستی ندارند.
وی با بیان این که مدرس یک مجتهد مسلم و تمامی مواضع سیاسی و اجتماعی او مبتنی بر اصول فقهی و مبانی عمیق و ریشهدار اسلامی و فقه اجتهادی بود ابراز داشت: با وجود این که مدرس بهعنوان یک فقیه برجسته و بهعنوان نخستین کسی که در حوزههای علمیه نهجالبلاغه را بهعنوان کتاب درسی مطرح کرد اما هنوز در حوزههای علمیه راجع به مبانی اجتهادی آیتالله شهید مدرس مطالعه نشده است.
یعقوبی با تاکید بر این که شهید آیتالله مدرس الگو و اسوهای مناسب برای مجلس و مجلسیان است، تاکید کرد: نمایندگان مجلس همانطور که در برابر تهدید و تطمیع بیگانگان مقاومت میکنند باید اهل تواضع و ساده زیستی پیرو ولی فقیه زمان باشند.
وی با تقدیر از حضور تعدادی از نمایندگان مجلس در مراسم بزرگداشت شهید مدرس یادآور شد: بازسازی و فراهم کردن فضای مناسب آرامگاه به همت تولیت آستان قدس رضوی و در راستای لبیک به فرمان امام راحل و رهبر معظم انقلاب به نحو بسیار آبرومندی ساخته شده است.
امام جمعه شهرستان کاشمر با اشاره به اهمیت و نیاز این مجموعه به احداث و ساخت سالن اجتماعات مناسب اظهار داشت: اقدامات اولیه برای ساخت این سالن توسط حداد عادل در مجلس هفتم به خوبی انجام شد اما انتظار مردم از دست اندرکاران این بقعه این است که این سالن سریعا تکمیل و مورد بهرهبرداری قرار گیرد تا مراسم روز مجلس و شهادت شهید مدرس به نحو باشکوهتری برگزار شود.
کلمات کلیدی:

سید شهابالدین صدر ظهر دهم آذرماه که به همراه نمایندگان مردم شهرستانهای مشهد، سبزوار، تربت حیدریه، تربتجام، شوشتر، گچساران و کاشمر برای شرکت در مراسم بزرگداشت هفتاد و سومین سالگرد شهادت آیتالله مدرس به کاشمر سفر کرده بود با حضور در دبیرستان پسرانه نمونه دولتی امین کاشمر زنگ مجلس و قانونگذاری را به صدا در آوردند.
صدر در این مراسم ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهید آیتالله مدرس گفت: مدرس الگویی مناسب و بدون چون و چرا رای نمایندگان مجلس است.
نماینده مردم تهران ابراز امیدواری کرد: نمایندگان مجلس شورای اسلامی با تبعیت از این شهید عرصه دیانت و سایست در مسیر تعالی و پیشرفت جامعه گام بردارند
کلمات کلیدی:
تاریخ معلم بشریت است و از آن جهت که تجربیات پیشینیان را در اختیار نسل امروز قرار می دهد ، آئینه ای صادق و گویا در برابر حرکت ملتهاست تا با عبرت از گذشته ، راه آینده را هموار گردانند و بیراهه هایی که اسلاف پیموده اند ، مسیرحرکت آنها نگردد و بیهوده نیست که هر ملتی که تاریخ نخواند و نداند مجبور به تکرار آن خواهد شد .
نگاه به گذشته اگر بر مبنای انصاف و به دور از حب و بغض ورزی ها باشد چراغ روشنی بر فراز حرکت و توسعه هر ملتی است و در این میان بررسی تاریخ زندگی و فعالیت انسان هایی که در عصر خویش موجب و ریشه حرکت و بدعت و تکانی در ملت بوده اند ، نمود بیشتری در ملت دارد و چه زیباست برای ملت ما که حرکت بزرگانی که حداقل در صد ساله اخیر منشأ جریانات مختلف بوده اند ، مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد.
شهید سید حسن مدرس از جمله کسانی است که در برهه ای از تاریخ ما قدم به عرصه سیاسی و فرهنگی گذاشت که زادگاه بسیاری از تحولات بود . بررسی انقلاب مشروطه و حوادث پس از آن بخصوص دوران استبداد رضا خانی، بدون در نظر گرفتن نقش و تأثیر شخصیت هایی همچون مدرس ، خالی از محتوا خواهد بود ..
از آنجا که در سی و اندی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد ، هرساله شاهد برگزاری مراسم یادبود و تجلیل از این شخصیت علمی ، سیاسی ، مذهبی و فرهنگی بوده ایم و کمتر به تحلیل و بررسی نقش او در رویدادهایی که در عصر حیات او اتفاق افتاده است ، پرداخته شده است . به منظور ایجاد روحیه تحقیق و مطالعه در میان علاقمندان بخصوص اندیشمندان حوزه و دانشگاه ، همزمان با هفتاد و چهارمین سالگرد شهادت آن شهید بزرگوار در دهم آدر ماه سال 1390 ، جمعی از جوانان فعال در سازمان مهر اندیشان جوان شهرستان کاشمر با همکاری و همیاری عده ای از فرهنگیان ، اساتید دانشگاه و مسئولان ادارات و نهادهای فرهنگی و سیاسی کاشمر اقدام به برپایی کنگره ای در زمینه آشنایی با ابعاد شخصیتی ، فکری و فعالیت های شهید مدرس می نمایند .
لدا از عموم اندیشمندان ، صاحب نظران و اصحاب قلم و رسانه دعوت می شود درخواست های سخنرانی و مقالات خود را در زمینه ابعاد شخصِتی ، فکری و اقدامات و فعالیت های شهید مدرس در عرصه های سیاسی و فرهنگی را حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه 1390 به دبیر خانه دائم این کنگره واقع در شهرستان کاشمر خیابان 15 خرداد سازمان مهر اندیشان جوان ارسال نمایند .
تلفن دبیرخانه 8249322 – 0532
کلمات کلیدی:
13 آبان روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار دانش آموزان کاشمر با راهپیمایی و تجمع در محل آرامگاه شهید مدرس شکوه 13 آبان را پاس میدارند در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است، بخصوص آنکه چهارده سال بعداز تبعید حضرت امام (ره) در همین روز (13 آبان 1357) فرزندان امام و صدها دانش آموز و دانشجو در مقابل دانشگاه تهران و خیابان های اطراف با شعار "درود بر خمینی" و "مرگ بر شاه" پایه های حکومت را به لرزه در آوردند و با گلوله های مأموران شاه به خاک و خون غلتیدند. صبح روز 13 آبان 1357 ه.ش دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روبه سوی دانشگاه نهادند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند. ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند. اجتماع کنندگان در حالی که به سختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر کردند و با فریاد دشمن شکن "الله اکبر" لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند. در این هنگام تیراندازی آغاز شد و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلتیدند جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر امریکا و مرگ بر شاه به شهادت رسیدند و انقلاب خونین اسلامیشان را تداوم بخشیدند و دشمنان اسلام را بیش از پیش به رسوایی و شکست کشاندند. در این واقعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. یکی از شاهدان عینی می گوید: "شنبه 13 آبان سال 1357 ساعت 11 صبح، بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و دیگر طبقات مردم در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند و گروهی به سخنرانی گوش می کردند که ناگهان یک کپسول گاز اشک آور در هوا چرخید و روی زمین دانشگاه فرود آمد. عده ای سراسیمه به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در همین موقع صدای تیراندازی بلند شد. سربازان از پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک کردند. هنوز فریادهای "نترسید تیراندازی هوایی است" بلند بود که دانشجویی به زمین غلتید، از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابان های اطراف آن مبدل به صحنه جنگ و گریز شد. دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوی منزل مرحوم آیت الله طالقانی راه پیمایی کنند. درست هنگامیکه عزم خروج از دانشگاه کردند با تیراندازی نیروها مواجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنه برخوردهای خونین شد. مجروحان توسط دانشجویان به بیمارستان منتقل شدند." در همان ساعات اولیه نیروهای ضربت وارد دانشگاه شدند و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند. با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابان های اطراف دانشگاه و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابانهای اطراف پراکنده شدند. تظاهر کنندگان در چند نقطه خیابانهای جمهوری اسلامی و ولی عصر (عج) و خیابان های منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اکبر و لا اله الا الله خود را از حملات ددمنشانه مأموران نجات می دادند. ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان که در داخل دانشگاه بودند، تیراندازی کردند که در همان لحظات اول عده ای از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلتیدند. دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن شمار کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن شعار الله اکبر خمینی رهبر به راه پیمایی پرداختند. جنگ و گریز مأموران نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت ..." امام خمینی (ره) در پیامی که به همین مناسبت از پاریس برای امت قهرمان ایران فرستادند، فرمودند: "عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است. ایران امروز جایگاه آزادگان است... من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم". از آن تاریخ به بعد، سیزدهم آبان ماه با عنوان روز دانش آموز، به عنوان حماسه خونین لاله های انقلاب در جریان نهضت اسلامی گرامی داشته میشود. شکوه سیزدهم آبان را پاس می داریم زیرا مردانگی و فتوت ایثار و از خود گذشتگی و دشمن ستیزی با سران کفر را مقدس می دانیم. یاد همه شهیدان این روزهای بزرگ گرامی باد و خاطره سیزده آبان همیشه در جانها جاودان باد. سیزدهم آبان روزی است که جوانه های سبز ایمان رویید و دانش آموزان مسلمان به نشانه اعتراض به حکومت، در دانشگاه تهران اجتماع کردند و تاریخ، شاهد خون به ناحق ریخته آنان شد. دانش آموزان انقلابی برخاستند تا نورگوهر دانش و دانش آموزی را در آیینه حماسه ودلیری بتابانند و غبار خودباختگی را از سیمای مدرسه بروبند. آنان برخاستند تا انقلاب ننشیند و فریاد کردند تا جهان، پیام انقلاب را بشنود. اینک ما مانده ایم با خاطرات آن روزها و می دانیم که امروز اگر به سایه راحت نشسته ایم، مدیون استقامت شهیدانی هستیم که در آشوب ظلمت چیره، به مصاف شب رفتند تا ایمان خفته انسان را به سامان صبح برسانند. یاد همه شهیدان دانش آموز، گرامی و خاطره سیزدهم آبان در جانها جاودانه باد!
کلمات کلیدی: 13 آبان
شهید مدرس خطاب به رضاخان :
قبر من هرکجا باشد زیارتگاه خواهد شد ،
ولی تو در جایی میمیزی که نه آب باشد نه آبادی .
همزمان با سالروز شهادت آیت الله مدرس در آذر ماه سال 1390 کنگره بزرگداشت شهید مدرس تحت عنوان (( آقای شهید )) در جوار آرامگاه آن شهید بزرگوار در شهرستان کاشمر برگزار خواهد شد . از تمام علاقمندان دعوت می شود برای حضور در این کنگره آمادگی خود را از طریق همین وبلاگ اعلام نمایند .
کلمات کلیدی: آقای شهید
یادش بخیر ایام کودکی مشکلات کمتر بود مادر هر هفته نذری داشت می رفتیم سر خاک آقای شهید نظرشو ادا می کرد . عده زیادی هر ندری داشتند به آنجا می آمدند و نظرشان را ادا می کردند و از آقای شهید حاجت می خواستند . اما اینک تمام آن صفا و سادگی ها رخت بربسته است و جای خود را به موارد کلیشه ای داده است . مزار آقا تبدیل شده به محلی برای برگزاری تعزیه و دفن اموات ، اما آستان قدس رضوی در این چند سال اخیر شق القمر نموده و از لحاظ فرهنگی موقعیت آرامگاه آقای شهید را به سطح بسیار بالا و ممتازی حتی در سطح استان رسانده است بطوریکه اکنون علاقمندان کتاب بیشتر وقت خود را به استفاده از بزرگترین کتابخانه شهر که در جوار آرامگاه قرار دارد سپری می کنند . امیدوارم مسئولین محترم آرامگاه ترتیبی اتخاذ فرمایند تا باز هم آن نذری های با صفا و صمیمیت و ساده رونق پیدا کند .
کلمات کلیدی:

فقیه مجاهد و عالم پرهیزگار آیه الله سید حسن مدرس یکى از چهره هاى درخشان تاریخ تشیع بشمار مى رود که زندگى و اخلاق و رفتار و نیز جهت گیرى هاى سیاسى و اجتماعى وى براى مشتاقان حق و حقیقت نمونه خوبى است. او موقعیت خود را سراسر در راه اعتلاى اسلام نثار نمود و در جهت نشر حقایق اسلامى و دفاع از معارف تشیع مردانه استوار ماند. روحش شاد.
همان گونه بود که مى گفت و همانطور گفت که مى بود. سرانجام به موجب آنکه با عزمى راسخ چون کوهى استوار در مقابل ستمگران عصر به مقابله برخاست و سلطه گرى استعمارگران را افشا نمود جنایتکاران وى را به ربذه خواف تبعید نمودند و در کنج عزلت و غریبى این عالم عامل و فقیه مجاهد را به شهادت رسانیدند.
این نوشتار اشاره اى کوتاه به زندگى ابرمردى است که بیرق مبارزه را تنها در تنگنا به دوش کشید و شجاعت تحسین برانگیزش چشم بداندیشان و زمامداران خودسر را خیره ساخت و بیگانگان را به تحیر واداشت . اگر ما به ذکر نامش می پردازیم و خاطره اش را ارج مى نهیم بدان علت است که وى پارسایى پایدار و بزرگوارى ثابت قدم بود که لحظه اى با استبداد و استعمار سازش نکرد و در تمامى مدت عمرش ساده زیستى، تواضع، قناعت و به دور بودن از هرگونه رفاه طلبى را شیوه زندگى خویش ساخت و از طریق عبادت و دعا و راز و نیاز با خدا، کمالات معنوى را کسب کرد.
ولادت و تحصیلات
شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى که حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است که نسبش پس از سى و یک پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یکى از طوایفى که مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهکده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) که از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنکه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نکند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت کرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا کند. بدین علت نامبرده دختر سیدکاظم سالار را که خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود که به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاک در کویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان کسى که مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنکه حادثه اى (1) موجب شد که پدر فرزندش را که شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سکونت خویش برگزیند. این در حالى بود که میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه مهاجرت کرده و در این شهر به فعالیتهاى علمى و تبلیغى مشغول بود.(2) سیدعبدالباقى بیشترین نقش را در تعلیم سیدحسن ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت کرد و به هنگام مرگ در ضمن وصیت نامه اى سیدحسن را بر ادامه تحصیل علوم دینى تشویق و سفارش نمود زمانى که سیدعبدالباقى دارفانى را وداع گفت مدرس چهارده ساله بود.(3) وى در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصیل علوم دینى رهسپار اصفهان گردید و به مدت 13 سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سى استاد را درک کرد.(4) ابتدا به خواندن جامع المقدمات در علم صرف و نحو مشغول گشت و مقدمات ادبیات عرب و منطق و بیان را نزد اساتیدى چون میرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد کاشى کتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل نمود. یکى از اساتیدى که دانش حکمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حکیم نامدار میرزا جهانگیرخان قشقایى است .(5) مدرس در طول این مدت در حضور آیات عظام سیدمحمد باقر درچه اى و شیخ مرتضى ریزى و دیگر اساتید در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و در اصول آنچنان مهارتى یافت که توانست تقریرات مرحوم ریزى را که حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. شهید مدرس چکیده زندگینامه تحصیلى خود را در حوزه علمیه اصفهان در مقدمه شرح رسائل که به زبان عربى نگاشته ، آورده است . وى پس از اتمام تحصیلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زیارت بارگاه مقدس نخستین فروغ امامت و تشرف به حضور آیه الله میرزاى شیرازى در مدرسه منسوب به صدر سکونت اختیار نمود و باعارف نامدار حاج آقا شیخ حسینعلى اصفهانى هم حجره گردید. مدرس در این شهر از جلسه درس آیات عظام سیدمحمد فشارکى و شریعت اصفهانى بهره برد و با سید ابوالحسن اصفهانى ، سیدمحمد صادق طباطبائى و شیخ عبدالکریم حائرى ، سید هبه الدین شهرستانى و سیدمصطفى کاشانى ارتباط داشت و مباحثه هاى دروس خارج را با آیه الله حاج سید ابوالحسن و آیه الله حاج سیدعلى کازرونى انجام مى داد. مدرس به هنگام اقامت در نجف روزهاى پنجشنبه و جمعه هر هفته به کار مى پرداخت و درآمد آن را در پنج روز دیگر صرف زندگى خود مى نمود. پس از هفت سال اقامت در نجف و تاءیید مقام اجتهاد او از سوى علماى این شهر به سال 1318ق . (در چهل سالگى ) از راه ناصریه به اهواز و منطقه چهارمحال و بختیارى راهى اصفهان گردید.
دوران تدریس
مدرس پس از بازگشت از نجف و اقامت کوتاه در قمشه خصوصاً روستاى اسفه و دیدار با فامیل و بستگان ، قمشه را به قصد اقامت در اصفهان ترک و در این شهر اقامت نمود. وى صبحها در مدرسه جده کوچک (مدرسه شهید مدرس ) درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت و در روزهاى پنجشنبه طلاب را با چشمه هاى زلال حکمت نهج البلاغه آشنا مى نمود. تسلط وى به هنگام تدریس در حدى بود که از این زمان به ((مدرس )) مشهور گشت . وى همراه با تدریس با حربه منطق و استدلال با عوامل ظلم و اجحاف به مردم به ستیز برخاست و با اعمال و رفتار زورمداران مخالفت کرد.
زمانى پس از شکست کامل قواى دولت در درگیرى با نیروهاى مردمى ، اداره امور شهر اصفهان به انجمن ولایتى سپرده شد. صمصام السلطنه که به عنوان فرمانده نیروهاى مسلح عشایر بختیارى نقش مهمى در ماجراى مشروطیت داشت در راءس حکومت اصفهان قرار گرفت و در بدو امر مخارج قوا و خساراتى را که در جنگ با استبداد قاجاریه به ایشان وارد آورده بود به عنوان غرامت از مردم اصفهان آنهم با ضربات شلاق طلب نمود. مدرس که در جلسه انجمن ولایتى اصفهان حضور داشت و نیابت ریاست آن را عهده دار بود با شنیدن این خبر بشدت ناراحت شد و گفت حاکم چنین حقى را ندارد و اگر شلاق زدن حد شرعى است پس در صلاحیت مجتهد مى باشد و آنها (حاکمان قاجار) دیروز به نام استبداد و اینها امروز به نام مشروطه مردم را کتک مى زنند.(6) صمصام السلطنه با مشاهده این وضع دستور توقیف و تبعید مدرس مبارز را صادر کرد اما وقتى ماجراى تبعید این فقیه به گوش مردم اصفهان رسید کسب و کار خود را تعطیل و به دنبال مدرس حرکت کردند. این وضع کارگزاران صمصام را بشدت نگران کرد و خشم مردم ، حاکم اصفهان را ناگزیر به تسلیم نمود و با اجبار و از روى ناچارى در اخذ مالیات و دیگر رفتارهاى خود تجدید نظر کرد و مدرس هم در میان فریادهاى پرخروش مردم که مى گفتند ((زنده باد مدرس ))، به اصفهان بازگشت . مدرس در ایام تدریس به وضع طلاب و مدارس علمیه و موقوفات آنها رسیدگى مى کرد و متولیان را تحت فشار قرار مى داد تا درآمد موقوفات را به مصرف طلاب برسانند. تسلیم ناپذیرى او در مقابل کارهاى خلاف و امور غیرمنطقى بر گروهى سودجو و فرصت طلب ناگوار آمد و تصمیم به ترور او گرفتند. اما با شجاعت مدرس و رفتار شگفت انگیز او این ترور نافرجام ماند و افراد مذکور در اجراى نقش مکارانه خود ناکام ماندند.(7) آیه الله شهید سیدحسن مدرس در سنین جوانى به مقام رفیع اجتهاد رسید و از لحاظ علمى و فقهى مجتهدى جامع الشرائط، صاحب فتوا و شایسته تقلید بود و هر چند حاضر به چاپ رساله عملیه خود نشد، در فقه و اصول و سایر علوم دینى آثارى مفصل و عمیق از خود به یادگار نهاد و آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تاءلیفات فقهى او را ستوده و افزوده است که : از مدرس اجازه نقل حدیث داشته است .(8) آیه الله حاج سید محمد رضا بهاءالدینى در مصاحبه اى اظهار داشته است مرحوم مدرس یک رجل علمى و دینى و سیاسى بود و این گونه فردى مهم تر از رجل علمى و دینى است زیرا این مظهر ولایت است که اگر ولایت و سیاست مسلمین نباشد دیگر فروع اسلامى تحقق کامل نمى یابد.(9) مدرس با ورود به تهران در اولین فرصت درس خود را در ایوان زیر ساعت در مدرسه سپهسالار (شهید مطهرى کنونى ) آغاز نمود و تاءکید کرد که کار اصلى من تدریس است و سیاست کار دوم من است .(10) وى در 27 تیرماه 1304 ش . که عهده دار تولیت این مدرسه گشت براى اینکه طلاب علوم دینى از اوقات خود استفاده بیشترى نموده ، و با جدیت افزونترى به کار درس و مباحثه بپردازند براى اولین بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد و به منظور حسن اداره این مدرسه ، نظام نامه اى تدوین کرد و امور تحصیلى طلاب را مورد رسیدگى قرار داد و براى احیا و آبادانى روستاها و مغازه هاى موقوفه مدرسه زحمات زیادى را تحمل کرد. عصرهاى پنجشنبه اغلب در گرماى شدید تابستان به روستاهاى اطراف ورامین رفته و خود قناتهاى روستاهاى این منطقه را مورد بازدید قرار مى داد و گاه به داخل چاهها مى رفت و در تعمیر آنها همکارى مى کرد و از اینکه با چرخ از چاه گل بکشد هیچ ابایى نداشت .(11) در این مدرسه شخصیتهایى چون آیه الله حاج میرزاابوالحسن شعرانى، آیه الله سیدمرتضى پسندیده (برادر بزرگتر حضرت امام )، شیخ محمدعلى لواسانى و ... تربیت شدند.(12)
در عرصه پژوهش
مدرس در اصفهان و در سنین جوانى کتابى تحقیقى در فقه و اصول نگاشت که مقام فقهى او را به ثبوت مى رساند. از آن شهید رساله اى در فقه استدلالى به جاى مانده که اگر صاحبان فن و اهل نظر آن را بررسى کنند تصدیق مى نمایند که در صورت تکمیل ، این کتاب هم تراز کتاب مکاسب شیخ انصارى است .(13)
مدرس اولین کسى بود که تدریس نهج البلاغه را در حوزه هاى علمیه رسمى کرد و نخستین مجتهدى بود که این کتاب را جزو متون درسى طلاب قرار داد. شخصیتى چون حاج میرزا آقاعلى شیرازى ـ استاد شهید مطهرى ـ و آیه الله العظمى بروجردى نهج البلاغه را نزد شهید مدرس آموختند. از کارهاى مهم و درخور توجه این فقیه فرزانه تدوین تفسیرى جامع براى قرآن بود که علاوه بر جمع آورى تفاسیر خطى و چاپى عده اى از دانشمندان را براى نیل بدین مقصود به همکارى دعوت نمود و در صورتى که این طرح تفصیلى جامع به اجرا در مى آمد روشى بسیار عالى و سبکى تازه و عمیق بود. مدرس مدتها فلسفه تدریس مى کرد و در عرفان مهارت داشت و در زندان خواف براى عده اى از ماءموران قلعه اى که در آن به سر مى برد مثنوى را تفسیر مى کرد.(14)
آثار قلمى مدرس به شرح زیر است :
1. تعلیقه بر کفایه الاصول آخوند خراسانى .
2. رسائل الفقهیه که به کوشش استاد ابوالفضل شکورى بتازگى انتشار یافته است .
3. رساله اى در ترتب (در علم اصول فقه ).
4. رساله اى در شرط متاءخر (در اصول ).
5. رساله اى در عقود و ایقاعات .
6. رساله اى در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه .
7. کتاب حجیه الظن (در اصول ).
8. شرح رسائل شیخ مرتضى انصارى .
9. حاشیه بر کتاب النکاح مرحوم آیه الله شیخ محمد رضا نجفى مسجدشاهى .
10.دوره تقریرات اصول میرزاى شیرازى .
11.رساله اى در شرط امام و ماءموم .
12.کتابى در باب استصحاب (در علم اصول ).
13.کتاب احوال الظن فى اصول الدین .
14.شرح روان بر نهج البلاغه .
15.اصول تشکیلات عدلیه با (همکارى دیگران ).
16.زندگینامه ((خودنوشت )) که براى روزنامه اطلاعات فرستاده است .
مدرس دیانت در عرصه سیاست
در اصل دوم متمم قانون اساسى ایران پیش بینى شده بود که قوانین مصوبه مجلس شوراى ملى باید زیر نظر هیاءتى از علما و مجتهدان طراز اول باشد. به موجب این اصل در هر بار باید حداقل پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور داشته و بر قوانین مجلس ناظر باشند و مفاد آن از نظر شرعى به تاءیید و امضاى آنها برسد. در دوره دوم مجلس از سوى فقها و مراجع تقلید شهید مدرس به عنوان مجتهد طراز اول برگزیده شد تا به همراه چهار نفر از مجتهدان دیگر به مجلس رفته ، بر قوانین مصوب آن نظارت داشته باشد. شهید مدرس پس از 194 جلسه که از مجلس دوم گذشت در تاریخ 28 ذیحجه 1328 ق . در مجلس حضور یافت ولى از جلسه دویستم به ایراد نطق پرداخت .وقتى که مدرس قدم به ساحت مجلس گذاشت بعضى فکر مى کردند او یک روحانى معمولى است و باور نمى کردند که این سید لاغر اندام با عصاى چوبى و لباس کرباس بزودى تمام امور را به دست گرفته ، در بحث و استدلال کسى حریفش نمى شود. موقعیت حساس ایران و بى کفایتى زمامداران و نفوذ کامل بیگانگان شرایطى را بر ایران تحمیل ساخت که با استقامت و پایدارى شهید مدرس برخى از این شرایط تحمیلى خنثى گردید. یکى از این موارد اولتیماتوم ننگین دولت روس به هم دستى دولت انگلیس بود ذیحجه 1329 که طى آن خواهان اخراج مستر شوستر (که مشغول رسیدگى به امور مالى ایران بود) گردید.(15) شهید محمد خیابانى و شهید مدرس به مخالفت با این اولتیماتوم پرداختند. بر اثر این مخالفت و نیز تظاهرات مردم به تبعیت از روحانیون ، در مجلس موفق نشد براى جواب دادن به دولت روس تصمیمى اتخاذ کند.(16) در گیر و دار جنگ خانمانسوز جهانى اول که هنوز از عمر مجلس سوم یک سال نگذشته بود نخست وزیر وقت و مستوفى الممالک به طور رسمى ایران را در این جنگ به عنوان دولت بیطرف اعلام کرد. ولى روس و انگلیس بیطرفى ایران را نادیده انگاشته ، مرکز حکومت ایران از سوى بیگانگان مورد تهاجم قرار گرفت به همین سبب گروهى از نمایندگان به منظور مخالفت با این حرکت و ضدیت با قواى متجاوز، مهاجرت را آغاز کردند که در حقیقت یک قیام عمومى و همه جانبه بود که رفته رفته افرادى از همه طبقات بدان پیوستند و شخصیتهاى سرشناسى چون مدرس ، حاج سیدنورالدین عراقى و حاج آقا نورالله اصفهانى در بین آنها دیده مى شدند. در شهر قم مهاجران کمیته دفاع ملى تشکیل دادند که در مصاف با روسها ناگزیر به عقب نشینى شده ، بسوى غرب کشور رفتند و در این نواحى دولت موقتى تشکیل دادند که وزارت عدلیه و اوقاف آن را شهید مدرس عهده دار بود. در این برنامه گروهى به تحریکات انگلیس و روس قصد ترور مدرس و رئیس دولت یعنى نظام السلطنه مافى را داشتند که توطئه آنان کشف و خنثى گردید.(17) شهید مدرس به همراه عده دیگرى از رجال نامى عازم قلمرو عثمانى شد و در نهایت ساده زیستى به محض ورود به استانبول در مدرسه ایرانیان این شهر به تدریس علوم دینى پرداخت ولى پس از مدتى سلطان محمد پنجم پادشاه عثمانى از وى دعوت کرد که براى ملاقات ومذاکره در قصر او حضور یابد. مدرس در این ملاقات با استقامت و شجاعت و اعتماد به نفس شگفت انگیزى سخن گفت و از دولت عثمانى خواست تا از الحاق قسمتى از خاک آذربایجان به کشورش جلوگیرى به عمل آورد.(18) وى در ملاقات با دیگر شخصیتهاى این کشور از وحدت مسلمین و زمینه هاى اقتدار مسلمانان و پیشرفت اسلام سخن گفت .(19)
باتلاق استعمار
نمونه دیگرى از تجلى شجاعت و شهامت مدرس مخالفت آن فقیه بزرگوار با قرارداد استعمارى وثوق الدوله است . یادآورى مى شود که وثوق الدوله قراردادى را که هفت ماده و یک ضمیمه داشت به صورتى کاملا محرمانه با انگلستان منعقد نمود. نامبرده در زمان انعقاد این نامه ننگین (سال 1298 ش . بود) نخست وزیرى را داشت . مدرس در خصوص خطرهاى این قرارداد اظهار داشت روح این قرارداد استقلال مالى و نظامى ایران را از بین مى برد. از تلگراف سرپرسى کاکس انگلیسى به سرلرد کروزن بر مى آید که مدرس از مهم ترین عوامل ضدیت با این قرارداد بوده است .(20) بدین نحو او با رهبرى مبارزات مجلس بزرگترین قدرت استعمارى زمان خود یعنى انگلستان را به زانو درآورد ولى با نهایت تواضع چنین افتخارى را به ملت ایران نسبت داد.(21) حیله گران انگلیس که قدرت مبارزه و نفوذ روحانیت متعهد را به طور عینى مشاهده کردند تصمیم گرفتند به منظور کاستن از فروغ این اقتدار معنوى و استمرار سلطه خویش بر ایران ، نظامى را به وجود آورند تا ستیز با روحانیت و باورهاى دینى را اساس کار خود قرار دهد. فردى که براى اجراى مطامع و این حیله جدید استعمار انتخاب گردید سید ضیاءالدین طباطبائى مدیر روزنامه رعد بود که به انگلستان تمایل داشت و در صدد آن گردید تا با کودتاى ننگین سوم اسفند 1299 روح قرارداد وثوق الدوله را در کالبد دیگر بدمد. در همان زمان مدرس با هوش ذاتى و فراستى که داشت فهمید که حرکت وى ساخته و پرداخته انگلستان است و پس از چهل سال که اسناد وزارت خارجه انگلستان انتشار یافت پیش بینى خود را به اثبات رسانید.(22) شخص دیگرى که در انجام این کودتا نقش مهمى بر عهده داشت رضاخان بود که بعدها به رضاخان پهلوى معروف شد. در نیمه شب سوم اسفند 1299 نیروهاى قزاق به سرکردگى این خائن خائف وارد تهران شده ، با همدستى و توافق قبلى شهربانى به دستگیرى مبارزان و افراد آزادى خواه پرداخت و بلافاصله حکومت نظامى اعلام شد. مدرس که چون خارى در چشم این خودباختگان بود، در همان لحظات اول دستگیر و روانه زندان گردید. موقعى که او را از خانه به تبعیدگاه قزوین مى بردند به درخت زردآلویى که در باغچه خانه اش بود اشاره کرد و به فرزندش گفت نگران من نباشید، با شکفتن این شکوفه ها باز مى گردم . پیش بینى او درست از آب درآمد و دوران زندانى مدرس در کابینه سیاه سیدضیاء 93 روز طول کشید که این مدت پایان عمر کوتاه این کابینه بود.
تیرگى و تباهى
یکى از حوادث اسفبار که با دوران مجلس چهارم مصادف بود طغیان رضاخان در مقام وزارت جنگ است . وى سعى داشت امور نظمیه ، بودجه و قواى نظامى را تحت اختیار خود قرار دهد. شهید مدرس بدون آنکه از تشکیلات عنکبوتى رضاخان هراسى به دل راه دهد با قدرت معنوى فوق العاده اى مبارزه با این چهره منفور را آغاز کرد و در جلسه 148 دوره چهارم مجلس که مصادف با 12 مهر 1301 بود نطقى علیه رضاخان بیان کرد و اظهار داشت : در وضع کنونى امنیت مملکت در دست کسى است که اغلب ما از دست او راضى نیستیم و باید بدون ترس و پرده بگویم که ما قدرت داریم او را عزل کرده بر کنارش کنیم !(23) رضاخان براى فریب مردم و عملى ساختن برنامه هاى استعمار آرزوى موهوم جمهورى خواهى را در اندیشه مخدوش خود پرورانید و با دست عوامل بیگانه آبیارى نمود. این حرکت بظاهر مردمى و در باطن ضد استقلال و هویت فرهنگى ایران بنا به تصمیم انگلستان جهت تمرکز قدرت در شخص رضاخان طرح شده بود. مدرس زودتر از همه خطر این آشوب را حس کرد و در صدد چاره برخاست . تدین که از طرفداران جدى رضاخان بود سعى کرد به هنگام سخنرانى مدرس در مخالفت با جمهورى نمایندگان طرفدار خود را از جلسه خارج کند که موفق نشد ولى در خارج جلسه و هنگام تنفس ، شخصى به نام حسین بهرامى معروف به احیاء السلطنه پس از مشاجره اى لفظى به تحریک تدین بر گونه مدرس سیلى محکمى نواخت ! صداى این سیلى که به گونه مجتهدى آگاه برخورده بود چون تندر در تهران پیچید و مانند کبریتى که به انبار باروت برسد انفجارى در شهر به وجود آورد و در واقع سیلى عظیم از مردم مسلمان را به سوى مجلس راه انداخت. طرفداران رضاخان با درماندگى رضاخان را از راهى مخفیانه از مجلس بیرون بردند و شهید مدرس با آرامش کامل به میان مردم آمد و از بیدارى و آگاهى آنان تشکر کرد. فریادهاى رعدآساى مردم همچنان استمرار داشت و رضاخان که این حرکت را شکستى مفتضحانه براى خود دید در روز 18 فروردین 1302 ش . به حالت قهر به بومهن (واقع در 40 کیلومترى تهران ) رفت . بعد از رفتن وى مزدوران رضاخان مجلس را تهدید کردند که باید سردار سپه را برگردانند و شایعه کردند در غیر این صورت کودتا مى شود. ولى شهید مدرس به نمایندگان دلدارى داد و گفت : نترسید که او نمى تواند کودتا کند!(24) ولى اکثر نمایندگان سخن مدرس را قبول نکرده ، گروهى را برگزیدند تا سردار سپه را برگردانند و هیاءتى دوازده نفرى به سرپرستى مصدق السلطنه ماءمور اجراى این کار شدند.(25) پس از بازگرداندن رضاخان با حیله اى که گروهى از نمایندگان تدارک دیده بودند شهید مدرس را به بهانه آنکه رضاخان مى خواهد از در دوستى درآید در منزل قوام السلطنه معطل کردند و در غیاب او مجلس با 92 راءى به سردار سپه اظهار تمایل کرد. در مجلس پنجم و در حالى که مسلمانان مبارز در توقیف و تبعید بودند و از هر سو فشارهاى زیادى به مدرس و یارانش وارد مى آمد مدرس تنها راه چاره را مطرح کردن مساءله استیضاح دانست و در هفتم مرداد 1303 با مقدمه اى ماهرانه و به دور از خشونت و جدل جنایات رضاشاه را افشا کرد و متن استیضاح را که به امضاى وى و تنى چند از یاورانش رسیده بود قرائت نمود. ولى به دلیل جنجال و هیاهویى که طرفداران رضاخان و گروهى اراذل و اوباش به راه انداختند استیضاح مطرح نشد و به وقت مناسب ترى موکول گردید. در دوره ششم مجلس مدرس ریاست سنى مجلس را عهده دار بود. در این مقطع مدرس و طرفدارانش تحت فشار بیشترى بودند و آن سید وارسته کمتر به مجلس مى رفت و بیشتر مشغول تدریس بود و وقتى مخالفان و معاندان مشاهده کردند که فریاد حق طلبى مدرس خاموش نخواهد شد تصمیم به ترور او گرفتند که این حرکت آنان نافرجام ماند و تیرهاى شلیک شده بازو و کتف مدرس را مجروح کرد و مدرس پس از 64 روز سلامتى خود را بازیافت و در 11 دى ماه 1305 در مجلس حاضر شد. با فرارسیدن دوره هفتم مجلس شوراى ملى در سال 1307 رضاخان تصمیم گرفت به هر نحو ممکن از ورود مدرس و یارانش به مجلس جلوگیرى کند و به همین دلیل انتخاباتى کاملا فرمایشى برگزار کرد. به نحوى که حتى یک راءى به نام مدرس از صندوقها بیرون نیامد به همین علت مدرس در مجلس درس خود گفت : (اگر) 20 هزار نفر از مردمى که در دوره گذشته به من راءى دادند همگى مرده باشند یا راءى نداده باشند پس آن یک راءى را که خودم به خودم دادم چه شده است!
شهادت
سرتیپ درگاهى رئیس شهربانى تهران که عداوتى خاص با مدرس داشت در پى فرصتى مى گشت تا عقرب صفت زهر خود را فرو ریزد. به همین منظور در شب دوشنبه شانزدهم مهرماه 1307 به همراه چند پاسبان مسلح به منزل مدرس رفته ، پس از مضروب و مجروح کردن اهل خانه و زیر کتک گرفتن شهید مدرس وى را سر برهنه و بدون عبا دستگیر کردند و به قلعه خواف تبعید نمودند. آن شهید والامقام دوران تبعید را على رغم اوضاع مشقت بار با روحى شاداب و قیافه اى ملکوتى سپرى کرد.(26) آن فقیه فرزانه پس از 9 سال اسارت در قلعه خواف به دنبال اجراى نقشه رضاشاه روانه کاشمر گردید و در حوالى غروب 27 رمضان 1356 ق . مطابق با دهم آذر 1316 ش . سه جنایتکار و خبیث به نامهاى جهانسوزى ، خلج و مستوفیان نزد مدرس آمده و چاى سمى را به اجبار به او دادند و چون دیدند از اثر سم خبرى نیست عمامه سید را در حین نماز از سرش برداشته ، برگردنش انداختند و آن فقیه بزرگوار را به شهادت رساندند. مشهد این فقیه فرزانه در شهر کاشمر زیارتگاه عاشقان معرفت و شیفتگان حقیقت مى باشد. سخن را با کلامى از امام خمینى ـ قدس سره ـ درباره شهید مدرس به پایان مى بریم.
((... در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب براى او کوتاه و کوچک است ستاره درخشانى بود بر تارک کشورى که از ظلم و جور رضاشاهى تاریک مى نمود و تا کسى آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالیمقام را نمى تواند درک کند)). (27)
1- در این مورد نگاه کنید به مقاله طفولیت مدرس ، به قلم محیط طباطبائى ، مجله محیط، شماره دوم ، سال اول ، مهر 1321.
2-مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، عبدالعلى باقى ، ص 26.
3-اعیان الشیعه، سیدمحسن امین ، ج 5، ص 21.
4-همان ماءخذ.
5-مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، ص 160 و 161.
6- همان ماءخذ، ص 29.
7-مدرس ، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ، ج اول ، ص 29 و 213، مدرس شهید نابغه ملى ایران ، دکتر على مدرسى ، ص 45 و 47; مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، ص 130.
8-مدرس قهرمان آزادى ، حسین مکى ، ج 2، به نقل از یادنامه مدرس ، ص 129.
9- مجله حوزه ، سال سوم ، شماره مسلسل 16، ص 42.
10-یادنامه شهید مدرس ، ص 74.
11-مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، ص 33.
12-مقاله شخصیت علمى و فقهى مدرس ، ابوالفضل شکورى (مندرج در کتاب مدرس ، ج 2. )
13-یادنامه مدرس ، ص 57 و 58.
14-مدرس ، ج اول ، ص 268.
15-دو مبارز مشروطه ، رحیم رئیس نیا و عبدالحسین ناهید، ص 206 و 207.
16-تاریخ هیجده ساله آذربایجان ، کسروى ، ص 488.
17-مدرس قهرمان آزادى ، حسین مکى ، ج اول ، ص 124 و 125.
18-همان ماءخذ، ص 140 و 141.
19-مدرس مجاهدى شکست ناپذیر، ص 42.
20-مدرس ، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ، ج اول ، مقدمه .
21-همان ماءخذ، ص 203.
22-متن کامل این نامه ها در کتاب مدرس قهرمان آزادى آمده است .
23-مدرس در پنج دوره تفتینیه مجلس شوراى ملى ، محمد ترکمان ، ج اول ، ص 327 و 328.
24-مدرس ، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ، ج اول ، بخش خاطرات ، ص 224.
25-چهره حقیقى مصدق السلطنه ، دکتر حسن آیت ، ص 40.
26-مدرس قهرمان آزادى ، ج 2، ص 78.
27-مدرس ، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى ، ج دوم ، ص 27.
کلمات کلیدی: